حرکت اروپا مالیات انگلیس پیروزی انتخابات

حرکت: اروپا مالیات انگلیس پیروزی انتخابات بین الملل انگلیس اتحادیه اروپا

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی …./ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا با

بهزاد نبوي در گفت وگویی با سایت امتداد به روايت خاطرات و نحوه آشنايي و برخورد خود با آيت الله راستي کاشاني پرداخته است.

همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی ..../ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا با

بهزاد نبوی: همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی …./ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا بازهم انقلاب خواهیم کرد

عبارات مهم : اختلاف

بهزاد نبوي در گفت وگویی با سایت امتداد به روايت خاطرات و نحوه آشنايي و برخورد خود با آيت الله راستي کاشاني پرداخته است.

همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی …./ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا با

بهانه اين گفت وگو چهلمين روز درگذشت آيت الله راستي کاشاني، نماينده امام در شرکت مجاهدين انقلاب، قبل از انحلال هست. نبوي در اين گفت وگو راجع به آخرين ديدارش با راستي بعد از آزادي از زندان در ماجراي ٨٨ صحبت کرده و گفته است آيت الله راستي به من گفت هر روز برايت دعا مي کردم.

**آشنايي من با مرحوم آيت الله راستي کاشاني بعد از تشکيل شرکت مجاهدين انقلاب اسلامي بود. بعد از اينکه در شرکت اوليه احساس نياز مي شد که ما به طور مداوم و در فواصل کوتاه با امام ارتباط بگيريم، راجع به مسائلي که مي خواستيم نظر ايشان را بدانيم، به اين نتيجه رسيديم که نمي شود هر روز برويم ديدار امام، بعد خوب است از امام بخواهيم فردي را تعيين کنند براي سؤال هاي شرعي که براي شرکت و اعضا پيش مي آيد. سؤال هاي آن روز ما ممکن است امروز خيلي براي شما معنا نداشته باشد. سر پرسشها جزئي و عجيب و غريب؛ به عنوان نمونه اينکه اشکالي ندارد وقتي آقايان سوار موتور مي شوند، همسرشان پشتشان سوار شوند؟

بهزاد نبوي در گفت وگویی با سایت امتداد به روايت خاطرات و نحوه آشنايي و برخورد خود با آيت الله راستي کاشاني پرداخته است.

** يکي از دوستان گروه منصورون که با ما همراه بودند، اسم آقاي راستي را بردند و امام گفتند ايشان فرد مهذبي هستند، با ايشان مي توانيد در ارتباط باشيد… وقتي بحث آقاي راستي مطرح شد، احساس کرديم شايد نتوانيم نظرات سياسي امام را به طورکامل از طريق ايشان دريافت کنيم و بايد به نظرات فقهي امام بسنده کنيم.

**به تأييد بسياري از فضلا ايشان به لحاظ فقهي بسيار فاضل بودند. باز هم به گفته فضلايي که با ما در ارتباط بودند، ديدگا ه هاي ايشان، فقهي سنتي بود، به همين دليل در آن وقت به لحاظ فقهي اختلاف نظرهايي با علمايي مانند مرحوم موسوي اردبيلي و مرحوم هاشمي و به عبارت ديگر با علماي پایتخت کشور عزیزمان ایران داشتند.

**به لحاظ اخلاقي مرحوم راستي را بسيار مهذب، وارسته، شجاع و آزاده مي شناختيم. وارستگي ايشان و وابستگي نداشتن به پرسشها دنيوي از ويژگي هاي بارز ايشان بود. برايتان مثالي مي زنم؛ همان طور که پيش تر گفتم در شرکت همه اعمال و افعالمان زیر نظر همه اعضا بود.

همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی …./ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا با

**همسر من قبل از ازدواج حجاب نداشت؛ ما با هم صحبت هاي مفصلي کرديم و بالاخره قرار گذاشتيم ايشان راجع به حجاب بيشتر بررسي کند و اگر به نتيجه رسيد، حجاب بگذارد که خوشبختانه اين بررسي خيلي سریع به نتيجه مثبت رسيد و به ياري خدا، ايشان محجبه شدند. پيش از مرحله اخير عده اي از اعضاي شرکت به ملاقات آقاي راستي رفته و عنوان را گزارش کرده بودند. آقاي راستي در پاسخ گفته بود اولا گناه هيچ کس را به اسم ديگري نمي نويسند، اگر همسر ايشان بي حجاب هست، به ايشان ربطي ندارد. اين موضع خيلي مترقي بود، آن هم براي فردي که از نظر ما ديدگاه هاي سنتي داشت. ثانيا اگر بتواند فردي را که به حجاب اعتقاد ندارد، به زن محجبه اي تبديل کند که کار خيلي خوبي هست. همين مثال مشي اخلاقي ايشان را نشان مي دهد. در ايامي که از نظر فکري مواضع من را قبول نداشتند، دراين باره که از سوی بسياري از مخالفان فکري، مرتب از او سوءاستفاده می شد، آزادمنشانه و شجاعانه از من دفاع کردند.

**شايد بتوان گفت اختلاف هاي ما با ايشان عمدتا بر سر مواضع فکري و عملکردهاي اجرائي ما بود. خصوصا از زماني که من و آقاي سلامتي در دولت شهيد رجايي به عنوان وزراي ايشان حضور پيدا کرديم، اختلاف ها تشديد شد يا شايد حتي بتوان گفت، ايجاد شد.

بهزاد نبوي در گفت وگویی با سایت امتداد به روايت خاطرات و نحوه آشنايي و برخورد خود با آيت الله راستي کاشاني پرداخته است.

**دليلش هم حضور من در رأس ستاد بسيج اقتصادي و اعمال سياست هاي سهميه بندي کالا بود که در آن وقت عليه آن به شدت تبليغ مي شد. آقاي سلامتي وزير کشاورزي وقت هم به دليل اجراي قانون اصلاحات ارضي مصوب شوراي انقلاب، مورد انتقاد هم فکران آقاي راستي بود. در واقع اختلاف ها از اين نوع بود. به طورکلي نگاه ما به عدالت اقتصادي با نگاه آن مرحوم متفاوت بود. ايشان راجع به عدالت اعتقاد بود اگر به همه آنچه در احکام فقهي اسلام آمده عمل کنيم، عدالت حاکم مي شود و کار اضافي مورد نیاز نيست. نظر ما اين بود که براي استقرار عدالت، هر اقدامي که خلاف شرع نباشد، مي توان انجام داد. اختلاف نظر عمدتا بر سر اين نوع پرسشها بود.

**چون آقاي راستي نماينده امام در شرکت بودند و از جناح راست شرکت حمايت مي کردند و موضع مخالف نسبت به موضع ما داشتند، من و هم فکرانم تصميم گرفتيم از امام براي استعفا از شرکت اجازه بگيريم و در نهايت، بعد از عدم مخالفت با اين امر از شرکت استعفا داديم. تاآنجاکه به ياد دارم در اين سال ها يک بار ديگر گويا در مجلس ترحيم يکي از بستگان آقاي محمد صدر در مسجد الجواد با آقاي راستي روبه رو شدم. ايشان دوستی آميز و گرم با من برخورد کردند. برخورد کوتاه بود، ولی احساس بسيار خوبي در من ايجاد کرد.

همسرم قبل از ازدواج حجاب نداشت ولی …./ اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازگردم احتمالا با

**مرحوم راستي در سال ۸۴ به اتفاق برخي از مدرسان از نامزدي آقاي هاشمي براي رياست جمهوري حمايت کرده بودند. اين عنوان براي ما مهم بود؛ چون تاآنجاکه مي فهميديم مرحوم راستي با مرحوم هاشمي نه فقط در پرسشها فقهي بلکه در پرسشها سياسي هم اختلاف نظر و زاويه ديد داشتند، به همين دليل حمايت ايشان براي ما قابل توجه بود. بعد از سال ۸۸، وقتي زندان بودم، در روزنامه ها خواندم که بعد از ردصلاحيت آقاي هاشمي، ايشان بيانيه شديد اللحني نوشته بودند. بعد از اين نامه بود که من احساس کردم در پرسشها سياسي ديگر زاويه و اختلافي با هم نداريم. مسائلي که باعث اختلاف مي شد، عموما مربوط به دهه ۶۰ بود. ما هم بعد از آن دوره که در کار اجرا و اداره کشور پيش رفتيم، به نتايج جديدي رسيديم و شايد ايشان هم در زمينه هاي ديگري به نتايج جديدي رسيده بودند.

**من موضع گيري آقاي راستي راجع به آقاي هاشمي در سال ۸۴ را ناشي از حريت و آزادگي ايشان مي دانم که با وجود اختلافات فقهي و فکري با آقاي هاشمي، صلاح ملک و ملت را در حمايت از ايشان دانستند. بعيد مي دانم تغيير ويژه اي در نظرات فقهي آقاي راستي به وجود آمده بود. ايشان در آن سن و سال به درجه اي از اجتهاد رسيده بودند و تغيير چنداني در افکارشان به وجود نمي آمد، ولی اوضاع کشور، ايشان را به حمايت از آقاي هاشمي در برابر رقبا در سال ۸۴ وادار مي کرد. يا در سال ۹۲ که به دليل ردصلاحيت آقاي هاشمي بيانيه دادند، با اين اقدام علاوه بر آزادگي، نشان دادند که نمي خواهند هيچ حقي از کسي تضييع شود. اقدام فوق درعين حال نمايانگر دلیری ايشان هم بود. اين يکي از ويژگي هاي برجسته اخلاقي مرحوم راستي بود. منافع و مصالح کشور و ملت را بر همه چيز مقدم مي دانست.

**از وقتي از زندان آزاد شدم، به دنبال ديدار با ايشان بودم. ۳۵ سال بود که وقت گفت وگو با ايشان را نيافته بودم. مواضع ايشان در سال هاي دهه ۸۰ و ۹۰ مرا بيشتر تشويق به ديدار مي کرد. ضمنا اوج بودن سن هردو ما و اينکه ممکن است وقت اين ديدارها از دست برود، عامل مهم ديگري بود.

**اوايل سال ۹۵ با آقاي جواد امام، به واسطه دوستي ايشان با فرزند آقاي راستي، درخواست ديدار را مطرح کردم، ايشان هم پذيرفتند و خيلي سریع اين ديدار انجام شد. در اين ديدار آقايان عرب سرخي و امام هم حضور داشتند. ديدار خوب و پرخاطره اي براي من بود و فضاي آن هنوز برايم زنده هست. گرچه ايشان به دليل کسالت، از نظر جسمي خيلي ضعيف تر از ۳۵ سال قبل بودند، ولی از نظر فکري همچنان قوي و به روز بودند.

** ايشان گفتند تمام مدتي که شما زندان بوديد، من براي شما دعا مي کردم. همه مي دانند که مرحوم راستي اهل مداهنه نبودند و دليلي هم براي مداهنه براي يک زنداني تازه آزادشده نداشت، بنابراين ابراز لطف و دوستی ايشان را خالصانه و صميمانه يافتم. راجع به پرسشها کشور هم درددل کرديم، در انتهاي سخنان و وقت خداحافظي به ايشان گفتم: «ما اختلافات فکري با هم داشتيم، اگر بر اثر اين اختلافات فکري احيانا زماني برخوردهاي من غيراخلاقي بوده هست، عذر خواسته و حلاليت مي طلبم». پسر ايشان هم در حضور خودشان گفتند «اتفاقا حاج آقا چندبار از من خواسته که اگر ايشان در مجلسي بوده و عليه شما سخني گفته شده است و ايشان سکوت کرده اند، از شما حلاليت بطلبم».

**درددل ها پرسشها جديدي نبود. بررسي اوضاع کشور در دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد و اوضاع واحوال کنوني از جمله اين درددل ها بود و در تمام زمينه ها اشتراکات زيادي با هم داشتيم. واقعا درددل بود، نه اينکه به جمع بندي خاصي برسيم و بر اساس آن اقدامي بکنيم. درددلي بود بين دونفر که با هم سوابق مشترکي داشته و سال ها از هم جدا بوده اند.

**برخي مي پرسند اگر به سال ۵۶ و ۵۷ بازمي گشتيد، مجددا انقلاب مي کرديد؟ باوجود اينکه امروز مخالف هر انقلابي هستم، پاسخ مي دهم احتمالا بله؛ چون فضاي ۴۰ سال پيش جهان، منطقه و کشور، فضاي انقلاب ها بود. وقتي مرحوم مهندس بازرگان در دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران گفتند که من بولدوزر نيستم، همه انقلابيوني که در آن وقت در صحنه بودند، از اين حرف بسيار شوکه و مأيوس شدند. شايد برخي به ما انتقاد کنند که اگر شما اعتقاد هستيد اصلاحات يعني تغيير تدريجي، مرحوم بازرگان ۴۰ سال پيش به اين نتيجه رسيده بود. شما ۴۰ سال دير کرديد. بايد دانست حرفي که امروز منطقي و درست هست، معلوم نيست الزاما ۴۰ سال پيش هم درست بوده باشد و برعکس؛ يعني اگر حرکت اصلاحي را امروز صحيح مي دانيم، به اين معني نيست که ۴۰ سال پيش هم صحيح بوده است.

**با توجه به مقدمه فوق، بسيار سخت است که امروز بتوانم بگويم اگر به ۳۵ سال پيش برگرديم، هر يک از ما از چه مواضعي دفاع خواهيم کرد. آنچه مسلم هست، آگاهي ها و تجربيات همه ما در اين ۳۵ سال افزايش يافته و قطعا اگر با اين آگاهي ها و تجربيات به ۳۵ سال پيش بازگرديم، مواضعمان تغيير خواهد کرد، در غير اين صورت همان مواضع قبلي تکرار خواهد شد.

واژه های کلیدی: اختلاف | انقلاب | اختلافات | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog